برای تعریف پایپینگ کلاس جدید در بخش branch table و pipe data table که پس از ایجاد کردن به اسپک اضافه میکنیم اصولا چه کاربردی دارند ؟
یعنی منظورم این است من درون جدول connection اگر همه انشعابات را براساس pms به صورت tee تعریف کنم باز هم در محیط دیزاین کاربر میتواند به گونه ای دیگر انشعاب بگیرد .پس کاربرد این جدول چیست؟
سوال دوم در جدول pipe data لیست ضخامت جداره schedule رو باز هم نمیفهمیم چه کاربردی دارد .
سلام و عرض ادب
سوال خیلی خوبی پرسیدین چون این قسمت موقع تعریف Piping Class جدید معمولاً باعث ابهام میشه و خیلیها فکر میکنن Branch Table و Pipe Data Table فقط اطلاعات تکراری اسپک هستن.
در مورد سوال اول (Branch Table):
در واقع Connection Table و Branch Table دو نقش متفاوت دارن.
Connection Table داخل Spec مشخص میکنه چه نوع اتصالهایی از نظر مهندسی و PMS مجاز هستند (مثلاً Tee، Weldolet، Stub-in و …).
ولی Branch Table بیشتر منطق رفتار محیط Design و انتخاب پیشفرض انشعاب رو کنترل میکنه.
مثلاً اگر در PMS گفته شده برای ۲ اینچ به پایین Weldolet و بالاتر Tee استفاده شود، این منطق را در Branch Table تعریف میکنیم تا هنگام Branch گرفتن، نرمافزار به صورت خودکار قطعه درست را پیشنهاد دهد.
نکتهای که فرمودین کاملاً درسته؛ اگر همه Connectionها را به صورت Tee تعریف کنید، کاربر ممکن است در محیط Design نوع دیگری انتخاب کند (در صورت داشتن دسترسی). چون Connection Table الزام اجرایی کامل نیست و بیشتر محدوده مجاز را تعیین میکند.
اما Branch Table همچنان استفاده میشود برای:
- انتخاب خودکار نوع انشعاب هنگام مدلسازی
- کنترل رفتار Auto Routing
- انتخاب صحیح Component از Catalog
- جلوگیری از ناسازگاری در BOM و Isometric
- کمک به Validation و Design Rule
بنابراین Branch Table بیشتر نقش Rule و Automation دارد تا Restriction.
در مورد سوال دوم (Pipe Data Table و Schedule):
جدول PIPE DATA فقط برای نمایش Schedule نیست.
این جدول عملاً مشخصات فیزیکی واقعی Pipe را به سیستم میدهد.
وقتی شما برای مثال ۶ اینچ SCH40 تعریف میکنید، نرمافزار از Pipe Data این موارد را استخراج میکند:
- ضخامت واقعی جداره (Wall Thickness)
- قطر داخلی (ID)
- وزن واحد طول
- وزن سیال داخل خط
- محاسبات Load ساپورت
- داده ورودی تحلیل تنش
- انتخاب قطعات همضخامت از Spec
- گزارش MTO و Isometric
مثال:
اگر Pipe Class شما:
۶" – SCH40
باشد، سیستم میفهمد ضخامت واقعی حدود ۷.۱۱ میلیمتر است.
اگر همان خط را SCH80 کنید:
قطر داخلی تغییر میکند، وزن تغییر میکند، استرس تغییر میکند و حتی بعضی قطعات قابل انتخاب عوض میشوند.
برای همین Pipe Data Table فقط دیتای نمایشی نیست؛ در واقع مرجع هندسه و مشخصات فیزیکی Pipe در کل پروژه است.
خلاصه اگر بخوام یک جمله بگم:
Connection Table → چه چیزی مجاز است
Branch Table → نرمافزار به صورت پیشفرض چه انتخابی انجام دهد
Pipe Data Table → مشخصات واقعی هندسی و مکانیکی لوله چیست