استاد محترم
با سلام و احترام
در حین مرور مطالب ارائهشده در فصل اول، جلسه چهارم دوره تخصصی مخازن تحت فشار، به بخش بسیار ارزشمند آموزش تئوریهای شکست رسیدم که حضرتعالی با دقت و تسلط سه تئوری مهم یعنی تئوری ماکزیمم تنش نرمال، تئوری ماکزیمم تنش برشی (ترسکا) و تئوری تنش فونمایزز را همراه با یک مثال عددی دقیق و روشن، برای ما تشریح فرمودید.
در ادامهی همان مثال، جایی که سه تنش حاصل از تئوریها را (۳۰۰، ۲۰۰ و ۱۷۳.۲ مگاپاسکال) با هم مقایسه میفرمودید، جملهای مطرح شد با این مضمون که “اگر تنش مجاز از این مقادیر کمتر باشد، قطعه دچار شکست میشود.”
با کمال احترام و با هدف درک دقیقتر این موضوع، خواستم عرض کنم که بهنظر میرسد این جمله ممکن است بهصورت نادرست یا برعکس بیان شده باشد. چرا که طبق درک بنده از مبانی مقاومت مصالح و تحلیل تئوریهای شکست، معمولاً زمانی که تنش واقعی حاصل از تحلیل (مثلاً تنش فونمایزز یا تنش برشی حداکثر) از تنش مجاز تعریفشده در طراحی فراتر رود، شرایط تسلیم یا شکست پدید میآید. در واقع اگر تنش مجاز کمتر از تنشهای بحرانی محاسبهشده باشد، قطعه در وضعیت ایمنتری قرار دارد.
بیتردید برداشت بنده ممکن است ناقص باشد، ولی با توجه به اهمیت این موضوع و جنبه کاربردی آن در طراحی ایمن مخازن تحت فشار، مشتاقم از راهنمایی و تصحیح احتمالی حضرتعالی بهرهمند شوم.
با سپاس فراوان از زحمات بیدریغ شما
ارادتمند